حقز/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومحقز. [ ح َ ] (ع مص ) پاسپوختن .(منتهی الارب ): حقز برجلیه ؛ ای رمح بهما. لگد زدن .واژه قبلی: حقریةواژه بعدی: حقص