حقف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حقف . [ ح ِ ] (ع اِ) ریگ کژ. (مهذب الاسماء). ریگ توده ٔ کژ و دراز. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). توده ٔ ریگ کج شده . توده ٔ ریگ کژ. ریگ توده . (دهار). ج، احقاف، حقاف، حقوف . جج، حقائف . ◄ ریگ توده ٔ کلان و مدور و مشرف . بن ریگ توده . ◄ بن کوه . ◄ بن دیوار. (منتهی الارب ).
حقف . [ ح َق َ ] (ع ص ) جمل حقف ؛ شتر باریک شکم . (منتهی الارب ).