حقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حقی . [ ح ُق ْ قی ] (ع اِ) نوعی خرما. (منتهی الارب ).
حقی . [ ] (اِ) نوعی جامه : و ارمک سزای حقی وسقرلاط از ابریسک و کمای خطائی . (نظام قاری ص ١٥٢).
حقی . [ ح ُق ْ قی ی ] (ع اِ) ج ِ حقو. رجوع به حقو شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حقی . [ ح ُق ْ قی ] (ع اِ) نوعی خرما. (منتهی الارب ).
حقی . [ ] (اِ) نوعی جامه : و ارمک سزای حقی وسقرلاط از ابریسک و کمای خطائی . (نظام قاری ص ١٥٢).
حقی . [ ح ُق ْ قی ی ] (ع اِ) ج ِ حقو. رجوع به حقو شود.