حل شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
برطرف شدن، از بین رفتن، منتفی شدن، رفع شدن (مشکل) به راه حل رسیدن، راه حل یافتن، به جوابرسیدن گشودن، گشادن محلول شدن مستحیل گشتن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
برطرف شدن، از بین رفتن، منتفی شدن، رفع شدن (مشکل) به راه حل رسیدن، راه حل یافتن، به جوابرسیدن گشودن، گشادن محلول شدن مستحیل گشتن