حلاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حلاب . [ ح ِ ] (ع اِ) شیردوشه . (منتهی الارب ). شیردوشه یعنی ظرفی که در وی شیر دوشند. (آنندراج ). ◄ شیر دوشیده . (از منتهی الارب ). ◄ (مص ) دوشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
حلاب . [ ح َل ْ لا ] (ع ص ) یوم حلاب ؛ یوم فیه ندی . (منتهی الارب ).