حلال کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانجایزشمردن، مباح کردن بخشودن، عفو کردن، درگذشتن ذبح شرعی کردن روا دانستنمترادفها و واژههای مرتبطجایزشمردن، مباح کردنبخشودن، عفو کردن، درگذشتنذبح شرعی کردنواژه قبلی: حلالواژه بعدی: حلالگر