حلبوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حلبوب . [ ح َ ] (نبطی، اِ) لغت نبطی است و به اندلس حریف الاملس بحای مهمله و در بلاد دیگر عصا هرمس و خصی هرمس بخای معجمه و صاد مهمله و دیسقوریدوس در رابعه نوشته که آنرا الیثور رسطس و بعضی برسانیون و بعضی اربوطانون نامند. و آنرا خواصی طبی است . (از مخزن الادویه ص ٢٣١). و رجوع به سلمة و رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن و تذکره ٔ ضریر انطاکی شود.
حلبوب . [ ح ُ ] (ع ص ) نیک سیاه از مو و غیر آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).