حلل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حُ لَ) [ ع. ] (اِ.) جِ حله. ۱- زیورها، پیرایهها. ۲- لباسهای نو، جامهها. ۳- بردههای یمانی.واژه قبلی: حلقومواژه بعدی: حلم