حلول/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- فرود آمدن در جایی، وارد شدن به کسی. ۲- داخل شدن روح کسی در کس دیگر.مترادفها و واژههای مرتبطتناسخطلوع، ظهورتراوش، رسوخ، نفودواژه قبلی: حلوانواژه بعدی: حلی