حلیب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- شیر تازه دوشیده. ۲- شراب خرما.واژه قبلی: حلیواژه بعدی: حلیت