حل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگمیزش، گشوده، گشود، گداخت، چاره گری، چاره، بازکردن، باز گشود، آمیختنمترادفها و واژههای مرتبطذوب، گداختن، گدازشآب، محلولباز کردن، فیصله دادن، گشودنواژه قبلی: حقیقیواژه بعدی: حل شدن