حمامی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- گرمابه دار، گرمابه بان. ۲- حقو قی که به گرمابه دار ده یا قریه دهند.مترادفها و واژههای مرتبطگرمابهبان، گرمابهداردلاک، سلمانی، کیسهکش، مغمزواژه قبلی: حمام گرفتنواژه بعدی: حمایت