حمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حمة. [ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) نام مواضع بسیاری است در جزیرةالعرب و افریقا و اندلس و دیگر بلاد عرب که بمناسبت داشتن آبهای گرم معدنی چنین نامیده شده اند و مشهورترین آنها آبهای گرمی است که در سرزمین اندلس یافته شود. که اسپانیولیهای امروزی در تلفظ خودشان نام آنها را بتحریف از کلمه ٔ «الحمام » آلهامه خوانند. (قاموس الاعلام ).
حمة. [ ح ُم م َ ] (ع اِ) از رنگهای اسبست و هو مابین الدهمة والکمنة و دون الهوة [ الحوة ] . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ نیش کژدم . (منتهی الارب ). ◄ زهر کژدم . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). لغتی است در حمه بتخفیف میم . ◄ تب . ◄ سیاهی . (منتهی الارب ). نامی است به معنی سیاهی . (اقرب الموارد). سیاهی بن دندان . (مهذب الاسماء). ج، حُمَم . ◄ حمةالحر؛ معظم آن . (منتهی الارب ). ◄ حمةالفراق ؛ قضا و قدر جدائی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج، حُمَم، حمام . (منتهی الارب ).
حمة. [ ح ِم ْ م َ] (ع اِ) عرق . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). خوی : طابت حمتک ؛ اَی عرقک و لایقال طاب حمامک . (منتهی الارب ). ◄ مرگ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).