حمل دار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حمل دار. [ ح َ ] (نف مرکب ) ج، حمل داران : حمل داران درآمدند بکار حمل بر حمل ساختند نثار. نظامی . ◄ در تداول، حمل دار و حمله دار؛ رئیس کاروان خاصه کاروان حج که گروهی را به حج برد و به راهنمایی او حاجیان مناسک و اعمال حج و عمره انجام دهند.