حمل کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهپشت گذاشتن، بهدوش گذاشتن، نگاه داشتن آوردن، بردن، انتقال دادن، منتقل کردن سواری دادن، سوار کردن [سوار شدن، سفر کردن] حمالی کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهپشت گذاشتن، بهدوش گذاشتن، نگاه داشتن آوردن، بردن، انتقال دادن، منتقل کردن سواری دادن، سوار کردن [سوار شدن، سفر کردن] حمالی کردن