حنین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(حَ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- بانگ کردن از شادی یا اندوه.<BR>۲- مهر، اشتیاق.<br>
فرهنگ فارسی معین
(حَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- بانگ کردن از شادی یا اندوه. ۲- مهر، اشتیاق.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حنین . [ ح ُ ن َ ] (اِخ ) نام موزه دوزی که از اهل دانش بود. اعرابیی موزه ٔ حنین را قیمت کرد و نخرید. حنین در غضب شد و از کوچه ٔدیگر رفته بر سر راه اعرابی یک موزه را آویخت و پیش رفته موزه ٔ دیگر را در راه وی انداخت و کمین کرده بنشست . اعرابی موزه ٔ نخستین را دید و گفت : اگر موزه ٔ دیگر به این می بود، می گرفتم . چون پیش رفت موزه ٔ دیگر را در راه افتاده یافت از شتر فرودآمد و زانوی شتر ببست و برای گرفتن موزه ٔ اول برگشت . حنین فرصت کرده شتر را درربود اعرابی به آن دو موزه ٔ حنین بخانه ٔ خودبرگشت . (غیاث ) (آنندراج ). نام موزه دوزی [ کفش دوزی ]از اهل حیره است که درباره ٔ وی مثلی زده شده است : رجع بخفی حنین و این مثل را برای کسی زنند که از سفر خود ناامید بازگردد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
حنین . [ ح ِن ْ نی ] (ع اِ) حَنین . اسم است جمادی الاولی و جمادی الاخره را و با الف و لام نیز آید. (از اقرب الموارد). ج، اَحِنّه، حنون، حنائن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به حَنین شود.
حنین . [ ح ُ ن َ ] (اِخ ) نام محلی است در بین طائف و مکه ٔ مکرمه . در سال ٨ هَ . ق . که پاره ای از قبائل مشرک بقصد استرداد مکه بحمله و هجوم مبادرت ورزیدند، در این محل با سپاه اسلام روبرو شده ؛ ابتداغلبه کردند و سرانجام مغلوب گشتند. غزوه ٔ حنین یکی از غزوات بزرگ بوده که جمعی کثیر از صحابه در آن بشهادت رسیدند. نام مکانی است نزدیک مکه و یکی از غزوات رسول خدای بدان مکان بود و در این جنگ مردم بسیار از قبیله های مختلف جمع شده بودند نزدیک سی هزار تن و مردی را بر خود امیر ساختند. نام وی مالک بن عوف بود واین غزا بعد از فتح مکه بود. چون حضرت پیغمبر بی خبربر سر اهل مکه آمد و آنجا را بگشود و اعراب آن نواحی خبر از آمدن آنحضرت نداشتند، تا بکمک مشرکین اهل مکه آیند. پس از فتح این شهر با هم سوگند خوردند که مکه را از دست مسلمانان بازستانند و آهنگ این شهر کردند. حضرت رسول (ص ) مکه را به عتاب بن اسید سپرد و خود با دوازده هزار مرد بیرون آمد و تا آن وقت مسلمانان را این اندازه لشکر نبود در هیچ غزائی و یکی از آنان میگفت : ما دیگر مغلوب نشویم به سبب کثرت عدت و عُدت .اما وادی حنین دره ای تنگ بود و جای بر آنان تنگ شد و بزحمت افتادند و در آغاز جنگ، هزیمت بر مسلمانان افتاد و همه بگریختند اما پیغمبر ثابت بایستاد و مؤمنین چون او را دیدند قوی دل گشتند. و منادی فرمود تا مردم از زوایا که پنهان شده بودند بیرون آیند و گرد حضرت فراهم گشتند و باز حمله کردند و پیروز شدند و کفار را هزیمت دادند، غنائم و اسیران بسیار گرفتند و مالک بن عوف امیر لشکر مشرکین با قبیله ٔ ثقیف و هوازن بگریختند و در حصار طائف متحصن گشتند. حضرت پیغمبر با مسلمانان بطائف رفتند و آنجا را حصار دادند و بیست و پنج روز بماندند. طائف را نتوانستند گشودن . این شهر را رها کردند و پیغمبر بجعرانه آمد و اسرا و غنائم را بر لشکر قسمت کرد. اما میان مشرکین خلاف افتاد گروهی اسلام آوردند و باقی پراکنده شدند : بخت را با دوستانت اتفاق چرخ را با دشمنت جنگ حنین . سعدی . و رجوع به کامل ابن اثیر و تاریخ طبری و مجمع الامثال میدانی شود.
مترادف و متضاد واژهدان
نوحه، زاری، ناله، مویه اشتیاق، آرزومندی، شوق، رغبت
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه