حواریون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حواریون . [ ح َ ری یو ] (اِخ )نام دوازده قطعه جزیره ای است که در انتهای جنوبی آمریکای جنوبی در جوار تنگه ٔ ماژه لان قرار گرفته است .
حواریون . [ ح َری یو ] (اِخ ) ج ِ حواری . (ترجمان عادل بن علی ). یاران مسیح . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ابوالفرج بن الجوزی در المدهش نام حواریون عیسی را بشرح زیر آورده است : ١- شمعون الصفا. ٢- شمعون القنانی . ٣- یعقوب بن زندی . ٤- یعقوب بن حلقی [ حلفا ] . ٥- قولوس [ فیلیفوس ] . ٦- مارقوس . ٧- یوحنا. ٨- لوقا. ٩- توما. ١٠- اندراوس [ اندرواس ] . ١١- برثملا [ مصحف برثلما [ ] برطلمی ] . ١٢- متی . بعضی از این دوازده نام با نامهایی که مسیحیان آورده اند وفق نمیدهد. حواریون نبوت آن حضرت و توحید جناب حق را تصدیق کردند و پس از رفع حضرت عیسی به اقطار عالم پراکنده شدند و بنشر دین او پرداختند. گویند یهودا که از حواریون بشمار میرفت، خائن بود و حضرت عیسی را بدشمنان تسلیم نمود و از زمره ٔ حواریون مردود و مستحق لعن ابدی شد و ماتیاس جای وی را گرفت . بعضی پاولوس و بارنابه را نیز از جمله ٔ حواریون میدانند. فرنگی ها حواریون را آپوتر نامند. این کلمه از آپوستولو یونانی اخذ شده که به معنی رسل میباشد [ جمع رسول ] وبه این مناسبت بعضی از نصارا اینان را رسل نامند.
واژگان قرآن
قالَ الْحَوارِیُّونَ «حواریون» جمع «حَوارىّ» از مادّه «حَوَر» به معناى شستن و سفید کردن است و گاهى به هر چیز سفید نیز اطلاق مى شود و لذا غذاهاى سفید را عرب «حوارى» مى گوید; و حوریان بهشتى را نیز به این جهت «حورى» مى گویند که سفید پوست اند یا سفیدى چشمانشان درخشنده (و سیاهى آن کاملاً سیاه است).(1)