حواله کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانحوالهدادن، برات کردن واگذاشتن، واگذار کردن، سپردن پاس دادن، فرستادن پرتاب کردنمترادفها و واژههای مرتبطحوالهدادن، برات کردنواگذاشتن، واگذار کردن، سپردنپاس دادن، فرستادنواژه قبلی: حوالهواژه بعدی: حوالی