حوالی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ) [ ع. ] (اِ.) گرداگرد، پیرامون.مترادفها و واژههای مرتبطاطراف، اکناف، پیرامون، جوانب، حولوحوش، دوروبر، نزدیکسرزمین، ناحیه، منطقهجا، مکانواژه قبلی: حواله کردواژه بعدی: حوایج