حور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ ع. ] (اِ.) ۱- زن سیاه چشم. ۲- زن زیباروی.مترادفها و واژههای مرتبطپری، حورالعین، حوری، زنبهشتیبهشتیرو، زیبابیضا، سپیداندامواژه قبلی: حوتواژه بعدی: حوراء