حولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حولی . [ ح َ لی ی ] (ع اِ) اسب و گوسفند یک ساله . ج، حوالی . (مهذب الاسماء). یک ساله از ستوران ناکفته سم و غیر آن . حولیة مؤنث آن و حولیات جمع آن . (از منتهی الارب ). ستوران سم دار و غیر آن که یک سال بر آنها گذشته باشد : چون یکساله گردد [ بچه ٔ اسب ] حولی گویند. (تاریخ قم ). و رجوع به صبح الاعشی ج ٢ ص ٣٠ شود.
حولی . [ ح َ لا ] (ع ص ) رجل حولی ؛ مرد سخت حیله گر. (منتهی الارب ). ◄ حائل . (اقرب الموارد). ج، حَولَیات . (از اقرب الموارد). رجوع به حائل شود.