حومه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مِ) [ ع. حومه ] (اِ.)اطراف و گرداگرد شهر.مترادفها و واژههای مرتبطاطراف، پیرامون، حوالی، دوروبر، شهرکواژه قبلی: حولهواژه بعدی: حک