حوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حوی . [ ح َ وی ی ] (ع اِ) مالک بعد استحقاق . ◄ حوض خرد و کوچک . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ چیزی مستدیر و پیمان . (منتهی الارب ).
حوی . [ ح َ واْ ] (ع مص ) سیاه مایل به سبزی و سرخ مایل به سیاهی گردیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).