حک کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانحکاکی کردن، نقش انداختن، کندن، کندهکاری کردن، نقر کردن سودن، ساییدن، تراشیدن، محو کردنمترادفها و واژههای مرتبطحکاکی کردن، نقش انداختن، کندن، کندهکاری کردن، نقر کردنسودن، ساییدن، تراشیدن، محو کردنواژه قبلی: حکواژه بعدی: حکام