حکم صادر کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
فتوا دادن، اعلام کردن، اعلان کردن، ابلاغ کردن، اظهار کردن، تعیین کردن، مقرر کردن، مقرر داشتن قانون وضع کردن، قانونی کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
فتوا دادن، اعلام کردن، اعلان کردن، ابلاغ کردن، اظهار کردن، تعیین کردن، مقرر کردن، مقرر داشتن قانون وضع کردن، قانونی کردن