حکمرانی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
حکومت، فرمانروایی، اداره مملکت (کشور)، مملکتداری، سیاست، سیاستگذاری، راهبری، فرماندهی، امارت، امیری، اتوریته، امامت کنترل، تسلط، غلبه، چیرگی، تفوق، سلطه، استیلا، انقیاد، حکمفرمایی حاکمیت، نظام، سازمان سیاسی استعمار، نئوکولونیالیسم، استعمار نو (جدید)، امپریالیسم، استکبار، دیوانسالاری، بوروکراسی انتقال حکومت، انقلاب، کودتا، کودتای نظامی، کودتای خزنده نظامهای حکومتی، نظام سیاسی: کاپیتالیسم، سرمایهداری، کمونیسم، ناسیونالسوسیالیسم، نازیسم، فاشیسم، شاهنشاهی، مشروطه، ستمشاهی، بردهداری، ارباب [و] رعیتی، فئودالیسم، ملوکالطوایفی، مشروطه دانش حکومت کردن: مدیریت، سیاست