حکو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حکو. [ ح َک ْوْ ] (ع مص ) حکایت کردن . بازگفتن . نقل کردن . (منتهی الارب ). حدیث کردن . و این لغتی است در حکایت . (اقرب الموارد). رجوع به حکایة شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حکو. [ ح َک ْوْ ] (ع مص ) حکایت کردن . بازگفتن . نقل کردن . (منتهی الارب ). حدیث کردن . و این لغتی است در حکایت . (اقرب الموارد). رجوع به حکایة شود.