حکیم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ) [ ع. ] (ص.) ۱- دانشمند. ۲- فیلسوف. ۳- طبیب. ج. حکماء.مترادفها و واژههای مرتبطعارف، فیلسوفدانشپژوه، دانشمند، دانشور، عالم، فاضل، فرجادپزشک، حکیمباشی، طبیبواژه قبلی: حکومتواژه بعدی: حکیم باشی