حکیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حکیک . [ ح َ ] (ع ص، اِ) سنب تراشیده . سم تراشیده . سم کنارریزنده . (مهذب الاسماء). ◄ کعب [ قاب ] سوده که کودکان بازند. (منتهی الارب ). بجول که کودکان بازند. (مهذب الاسماء). ◄ اسب تراشیده سم . ◄ هرتراشیده ٔ لطیف . هر تراشیده ٔ پنهان . (منتهی الارب ).