حیا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- باران. ۲- فراخی سال.مترادفها و واژههای مرتبطآزرم، حجب، خجلت، شرمساری، شرم، عارملاحظهباران، مطرواژه قبلی: حی وحاضرواژه بعدی: حیاء