حیدرآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حیدرآباد. [ ح َ دَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان زهرا بخش بوئین شهرستان قزوین . در شش هزارگزی راه عمومی . ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل . دارای ٤٢٨ تن سکنه است . محصولاتش غلات و چغندرقند. اهالی به کشاورزی، گلیم و جاجیم بافی گذران میکنند. راه آن مالرو است و ماشین میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
حیدرآباد. [ ح َ دَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان رستاق بخش خمین شهرستان محلات . در چهارهزارگزی شمال راه شوسه ٔ خمین به محلات . ناحیه ای است واقع در جلگه و سردسیر. دارای ١٠٠ تن سکنه میباشد. محصولاتش غلات، بنشن، پنبه، انگور و چغندرقند. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
حیدرآباد. [ ح َ دَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه ٔ بخش کرج در یک هزارگزی شمال شوسه کرج به قزوین . ناحیه ای است واقع در دامنه و سردسیری . دارای ٣٧٧ تن سکنه است . محصولاتش غلات، بنشن، چغندرقند، صیفی، میوه و قلمستان . اهالی به کشاورزی گذران میکنند. بنگاه دامپروری وزارت کشاورزی در این ده است . راه آن ماشین رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).