حیص/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حِ) [ ع. ] (مص ل.) کنار افتادن، به یک سو شدن.واژه قبلی: حیزومواژه بعدی: حیص و بیص