حیفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
حیفة. [ ف َ ] (ع اِ) ناحیه و گوشه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ چوبی بر مثال نصف نی است که در پشت آن نی دیگر باشد و بدان تیرها و کمان ها تراشند. ◄ خرقه ای که بدان دامن پیراهن پیوند کنند از پس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).