حیه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حَ یَّ) [ ع. حیه ] (اِ.) مار، افعی. ج. حیات.مترادفها و واژههای مرتبطافعی، مار ≠ عقرب، رتیل، کژدمزنده، جاندار ≠ بیجانپویا، پرتلاشواژه قبلی: حینواژه بعدی: حیوان