خاتم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(تِ) [ ع. ] ۱- (اِفا.) ختم کننده. ۲- (اِ.) پایان، عاقبت.
(تَ) [ ع. ] (اِ.)۱ - انگشتری. ۲- مهر، نگین. ج. خواتم. ۳- آخری، آخرین. ۴- اشیایی مثل قاب عکس، جای قلم و مانند آن که بر روی آن با عاج، استخوان، فلز و چوب زینت کاری و نقش و نگار شده باشد.