خاخسری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاخسری .[ س َ ] (ص نسبی ) منسوب به خاخسر. (انساب سمعانی ).
خاخسری . [ س َ ](اِخ ) ابوالقاسم سعدی سعیدالخاخسری خادم ابوعلی یرمانی فقیه بوده است و از روات است . (انساب سمعانی ).
خاخسری . [ س َ ] (اِخ ) قاضی عبدالقادربن احمدبن ابوالقاسم الخاخسری از روات است، تولد او در ٥٦٣ و فوتش در ٦٢٧ هَ . ق . اتفاق افتاد. (انساب سمعانی ).