خاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاده . [ دَ / دِ ] (اِ) چوبی باشد بلند و راست که کشتی بانان کشتی بدان رانند. ◄ چوبی را نیز گفته اند که جاروبی بر سر آن بندند و دیوار و سقف خانه را بدان جاروب کنند. ◄ هر چوبی که راست رسته باشد. ◄ چوبی که دار سازند بجهت قصاص دزدان . (برهان ) (آنندراج ) (شرفنامه ٔ منیری ) (فرهنگ جهانگیری ) : نصیب دوست تو هست گل ز باغ ولی نصیب دشمن تو هست خاده از پی دار. سوزنی . گروگان خوهی سرخ و مرغول رومه بسختی چو خاره به تیزی چو خاده . سوزنی .