خار در راه شکستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خار در راه شکستن . [ دَ ش ِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) محافظت کردن . (آنندراج ) (برهان قاطع) : مرا تا خار در ره می شکستی کمان در کار ده ده می شکستی چو کارم را برسوائی فکندی سپر بر آب رعنائی فکندی . نظامی (از انجمن آرای ناصری ) (خسرو و شیرین ). ◄ خار چیدن . (آنندراج ) (برهان قاطع). ◄ مهم ّ مشکل پیش مردم نهادن باشد. (انجمن آرای ناصری ). رجوع به خار شود.