خارج شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانفابیرون شدن، فراجستن، فابیرون شدن، در شدن، بیرون شدنمترادفها و واژههای مرتبطبیرونرفتندرآمدندررفتن، رانده شدنواژه قبلی: خارج از کشورواژه بعدی: خارج قسمت