خارجی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) ~[ ع - فا. ] (ص نسب.) ۱- بیرونی. ۲- بیگانه. ۳- در قدیم به مخالفان خلیفه میگفتند. ج. خوارج.مترادفها و واژههای مرتبطبرونی، بیرونی، ظاهری ≠ داخلی، درونیاجنبی، بیگانه، غریب، غریبه ≠ آشنا، خودی، هموطنبرونمرزیواژه قبلی: خارجهواژه بعدی: خارخار