خاریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) ۱- (مص ل.) خارش کردن، احساس خارش داشتن. ۲- (مص م.) خاراندن، دفع خارش کردن.مترادفها و واژههای مرتبطخارش داشتن، بهخارش افتادن،خارش کردنواژه قبلی: خارکنواژه بعدی: خاز