خاریدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانخارش داشتن، بهخارش افتادن خارش کردنمترادفها و واژههای مرتبطخارش داشتن، بهخارش افتادن،خارش کردنواژه قبلی: خارچینواژه بعدی: خازن