خاشع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ش ِ) [ ع. ] (اِفا.) فروتنی کننده.مترادفها و واژههای مرتبطافتاده، خاضع، خاکسار، فروتن، متواضع ≠ مغرور، متکبرخداترس، متقی، پرهیزگارواژه قبلی: خاشاکواژه بعدی: خاشه