خاصان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاصان . [ خاص ْ صا ] (اِ) جمع فارسی خاص که ضد عام است : همت خاصان و دل عامیان . نظامی . که خاصان در این ره فرس رانده اند بلا احصی از تک فرو مانده اند. سعدی (از آنندراج ). چرا نزدیکترنیائی تا بحلقه ٔ خاصانت در آرد و از بندگان مخلصت شمارد. (گلستان سعدی ). شنیدم که سحرگاهی با تنی چند از خاصان ببالین قاضی فراز آمد. (گلستان سعدی ).