خاطر برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاطر برداشتن . [ طِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) از فکر کسی و چیزی بیرون آمدن . از خیال کسی منصرف شدن . قطع علاقه از کسی کردن : خاطر از مهر کسان برداشتم از بهر تو چون تراگشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی . سعدی (طیبات ).