خافی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خافی . (ع ص ) پنهان و پوشیده . (منتهی الارب ). ج، خوافی . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) پری . (منتهی الارب ). ج، خوافی .
خافی . (ص نسبی ) اهل خاف . کسی که بشهرستان خاف منسوب باشد.
خافی . (اِخ ) یکی از شعرای متأخر ایران است که منظومه ای بنام چهاردرویش دارد. (قاموس الاعلام ترکی ج ٣ ص ٢٠١٢).