خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۰۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
معشوق ز لب آب حیات انگیزد پس آتش تب چرا ازو نگریزد آن را که ز لب دم مسیحا خیزد آخر به چه زهره تب در او آویزد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
معشوق ز لب آب حیات انگیزد پس آتش تب چرا ازو نگریزد آن را که ز لب دم مسیحا خیزد آخر به چه زهره تب در او آویزد