واژه‌جو

خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

تو گلبن و من بلبل عشق آرایم جز با تو نفس ندهم و دل ننمایم در فرقت تو بسته زبان می‌مانم تا باز نبینمت زبان نگشایم

معنی خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۲۲۶ | واژه‌جو