خاقانی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۵۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت و آن جان که وجود بر تو افشاند رفت تن بیدل و جان راه تو نتواند رفت اسبی که فکند سم کجا داند رفت
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت و آن جان که وجود بر تو افشاند رفت تن بیدل و جان راه تو نتواند رفت اسبی که فکند سم کجا داند رفت