واژه جو

خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۲۸۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

خیره کشا، بد کنشا، ظالما! این همه نیکان مکش و بد مکن نیست شفیعت که گوید مکش نیست حریفیت که گوید مکن

معنی خاقانی | دیوان اشعار | قطعات | شماره ۲۸۴ | واژه جو